بدون عنوان
پسر نازم امروز اینقدر ناز دست میزدی حالا که یاد گرفتی دیگه کارت شده همش دست زدن. رفته بودیم بیرون مامانی پشت چراغ قرمز که موندیم دیدم داری واسه راننده ماشین کناری دست میزنی و میخندی آقاهه محو تماشات شده بود کلی ذوقت کرد پیرشی مامانی چشم نخوری الهی پسر گلم بلایی چقدر تو ناقلایی
نویسنده :
زهره - علی
18:34
بدون عنوان
خاله عسل ممنون که به ماهان کوچولو بای بای کردن یاد دادی . انشاا.. تو عروسیت برقصه.
نویسنده :
زهره - علی
15:24
بدون عنوان
مامانی امروز دایی مسعودت اینقدر برات وقت گذاشت تا دست دادن رو یادت داد . دایی مسعود دست درد نکنه . بوووووس
نویسنده :
زهره - علی
16:22
بدون عنوان
عزیزم به محض اینکه رسیدیم شیراز بدون هیچ کمکی نشستی تا نشون بدی بزرگ شدی چقدر که ذوقت کردند مرد کوچولو
نویسنده :
زهره - علی
13:17
بدون عنوان
ماهانم قرار بود من و تو بریم شیراز بابا ناراحت بود که دندون درآوردنتو نمی بینه صبح که از خواب بیدار شدیم دو تا دندونت با هم زده بود بیرون . بابایی کلی خوشحال شد موش موشکه من
نویسنده :
زهره - علی
16:08
بدون عنوان
ماهان عزیزم قربون اون دستهای تپلت برم که تونستی وسه اولین بار شیشه شیرتو دست بگیری و بخوری . بوووووووووووووووووس
نویسنده :
زهره - علی
15:32



